تبليغاتX
عشق جاویدان
عشق جاویدان
 
قالب وبلاگ

وقتی از مادر متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود. به او گفتم تو کیستی؟ گفت: غــــــم! فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعد ها با او بازی خواهم کرد ولی افسوس بعدها فهمیدم من عروسکی هستم در دستان او!

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 19:11 ] [ Sarehnaz ] [ ]

نمی دانم تا کدامین طلوع خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت اما

 دوست دارمت تا آخرین لحظه

[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 21:18 ] [ Sarehnaz ] [ ]
کاش می دونستی چقد ...


ادامه مطلب
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 19:30 ] [ Sarehnaz ] [ ]

سال نو مبارک

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 18:35 ] [ Sarehnaz ] [ ]

آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش

و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می رویم

سرخی تو از من ، زردی من از تو

جشن باستانی چهارشنبه سوری مبارک...

[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 12:26 ] [ *;;/farzi\;;* ] [ ]
صبر کن به قدر یک نگاه سبز


ادامه مطلب
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 23:38 ] [ Sarehnaz ] [ ]
همه جا فریاد است همه جا بیداد است

نیست فریاد رسی نیست کسی

بانگی از دور به گوش آید لیک

نیست جز بانگ به هم بستن بند قفسی

مرگ یا زیستن، این پرسش تلخ

مانده بی پاسخ و لبها لبریز

رفتن اما نرسیدن اینست

حاصل زندگی و جنگ و گریز


[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 23:36 ] [ Sarehnaz ] [ ]

خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه …

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی …

خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری …

خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای …

خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره.

[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 13:11 ] [ *;;/farzi\;;* ] [ ]

"قلب من در هر زمان خواهان توست"

"این دو چشم عاشقم مهمان توست"

"گرچه لبریز از غمی درمانده ای"

"این نگاهم در پی در مان توست"

"در میان ظلمت شبهای غم"

"چلچراغ قلب من چشمان توست"

"در کنارم لحظه ای آسوده باش"

"همدم دستان من دستان توست"

[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 12:55 ] [ *;;/farzi\;;* ] [ ]

عاشقم اما تنهام...

تنها نیستم اما حس تنهایی داره نابودم میکنه...

ای کاش یه لحظه باهام بود تا این حس سراغم نمیومد...

تنهایی.....؟!؟!؟!؟!



[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 21:30 ] [ *;;/farzi\;;* ] [ ]
براي ان عاشق بي دل مي نويسم كه حرمت اشكهايم را ندانست...
براي ان مينويسم كه معناي انتظار را ندانست...
چه روزها و شبهايي كه به يادش سپري كردم...
براي ان مينويسم كه روزي دلش مهربان بود...
مي نويسم تا بداند دل شكستن هنر نيست...
نه دگر نگاهم را برايش هديه ميكنم ، نه دگر دم از فاصله ها ميزنم...
و نه با شعرهايم دلتنگي ها را فرياد مي زنم...

مي نويسم شايد نامهرباني هايش را باور كند...

[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 18:8 ] [ *;;/farzi\;;* ] [ ]
عشق واقعي هيچوقت نمي ميره...

اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره...

"عشق خام و ناقص ميگه":من دوست دارم چون بهت نياز دارم!.!

"عشق كامل و پخته ميگه":بهت نياز دارم چون دوست دارم!.!

سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه...

اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه
..
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 18:2 ] [ *;;/farzi\;;* ] [ ]

يادته يه روز بهم گفتي: هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...

گفتم : اگه بارون نبود چي ؟

گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... 

گفتم : يه خواهش دارم وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار...

گفتي :به چشم ...

حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ...


                                                                       تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي...

[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 17:48 ] [ *;;/farzi\;;* ] [ ]


عشق امانت با ارزشيه...


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 17:44 ] [ *;;/farzi\;;* ] [ ]

آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد....

رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من

گمان می کردم میگوید: دوستت دارم......

[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 17:29 ] [ *;;/farzi\;;* ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به یاد هم بودن قشنگ ترین هدیه ای است که نیاز به با هم بودن ندارد.
نويسندگان
لینک دوستان
امکانات وب

من



دریافت همین آهنگ